...

نمیخوام هیچ شکایتی کنم ولی پر از حس گریه ام ...

میخوام بشم مثل همین قُمری ،پشت پنجره تو سرما ...

میخوام بشم مثل قلبم ، که شده پرنده ای رو شاخه ...

کنار خونتون ...

تو سرما تو ی برف ...

فقط نگاه میکنه پنجره ای رو که تو پُشتشی ...

قُمری شم ...

گریه شم ...

عشقم شکایت ندارم، ولی ، دارم میشم خراب ...

خدا بریز ، بریز خدا احساسمو به پاش ...

بزار از قاب همین عکس روی میز پر بزنم به قلبش ...

هیچ شکایتی ندارم ، ولی ، پر از حس گریه ام ...

...