برو بمیر سامان ...
...
وقتی ناراحتی و غمگینی ، وقتی هوا ت سرده ، وقتی نمیتونی ،
برو بمیر سامان ...
وقتی نمیتونی بگی نه ، نمیتونی بفهمونی چقدر دوسش داری ...
برو بمیر سامان ...
وقتی نمیخوای از دستش بدی و نمیتونی ، وقتی میگی عاشقتم و میگه منم ...
برو بمیر سامان ...
وقتی زنگ میزنه و نمیتونی جواب بدی وقتی میگی کار دارم ...
برو بمیر سامان ...
وقتی ازت میخواد بیشتر پیشش باشی و بگی که مال اونی و نمیتونی ...
برو بمیر سامان ...
امروز داغونم ، داغونم و از همه بدم میاد حتی از خودم ...
امروز نمیتونم حالم بده از زمستون حالم به هم میخوره ...
میرم هروقت بهار شد میام ...
هر وقت هوا خوب شد میام ...
دیگه مغزم جوهر نداره ...
فعلا میرم یکم بمیرم ...
...
+ نوشته شده در ساعت توسط سامان صولتی
|