پنجره های رنگی ...
این مطلب رو به خاطرنیلوفر خانوم نوشتم و به ایشون و همه ی دوستای گلم که این تجربه تلخ رو داشتن تقدیم میکنم ...
گاهی وقتا به نظرم می رسه که تو قالب کوچیک کلمات محصور شدم در حالی که احساسم فراتر از اونهاست ...
گاهی وقتا الفاظ قادر به درک معانی نیستند و من ناچارسکوت رو ترجیح میدم ...
به نظرم باید تابوهای شکل گرفته تو زندگیمونو بشکنیم ، تابوهایی که بعضا ناخواسته ما رو به سمت روزمرگی های مزخرف سوق میده...
باید سفر کنیم از این چهارچوب هایی که فکر مارو مثل گچ و سیمان ریختن توش و یه آبم روش ...
کجا سفر کنیم ، کجا بریم حالمون بهتر بشه یکم آرامش یکم بی صدایی یکم بی رنگی و یکم راست شنیدن و هزار تا یکم های دیگرو حداقل برای لحظه ای هم شده تجربه کنیم ...
من شخصا نظرم اینه که باید سفر کنیم به یه سرزمین نزدیک ، خیلی نزدیک که همین حوالی، توی سینه ی من و شماست ...
سفر کنیم به سرزمین قلبمون با چشای باز ، به قول سهراب عزیز با چشمای شسته شده تا بتونیم ببینیم ...
ببینیم آسمون قلبمون چه رنگیه ، ستاره داره یا ستاره هاش سقوط کردن ...
ببینیم رود داره یا شده مرداب دروغ و دو رویی ، ببینیم درخت داره یا همش شده تبر برای زدن ریشه آدمای اطرافمون ، ببینیم دریا داره برای اینکه کسی رو که دسنشو گرفتیم ،ببریم لب ساحلش و با نگاه تو ابدیت زیبایی هاش و عطر و صدای موجش فریاد صادقانه عاشقی سر بدیم ، یا نه همش کویره شهوت و هوس خودخواهی های من و شماست و جز رنج و سختی و سراب هیچ چیز دیگه ای نداره ...
گاهی وقتا حرفای من و شما میشه یه پنجره ...
یه پنجره که باز میشه به قلبت تا نشون بدی چی داری و چی میخوای ...
ولی صد افسوس ...
صد افسوس که دوره ما شده روزگار جنس بنجل چینی که پر شده تو بازار و هر کسی با هر قیمتی و با هر داشته و نداشته ای میتونه یه پنجره خوش رنگ بخره برای نمایش نداشته هاش ...
هر با صفت و بی صفتی ، هر تازه از راه رسیده ی نو نگاهی ، دونسته و ندونسته ، فهمیده و نفهمیده، پنجره بدست سلوک عاشقی پیشه کرده و قلب هر رهگذری رو تیغ میزنه ...
با توام که راحت دل میشکنی ، با توام که به خیالت زرنگی ، با توام که هر روز یه رنگی هستی و نمیدونی که آخر این اختلاط رنگ ها ی به ظاهر زیبا ، سیاهی حاصلت میشه ، پنجره ای که گرفتی به سمت معصومیت و صداقت آدما ، یه روز میشه دریچه ی سقوط تو به اونجایی که جاته ...
اینجاست که باید رد شد ، رد شد از این آدمایی که اسم و ظاهرشون آدمه و فقط من و تن دارن ، اینجاست که باید خیلی جنتلمن کات کرد و رد شد ...